مسأله٦٢ ـ هرگاه شخص معذور ـ از مباشرت در انجام حجّ ـ متمكّن از نايب گرفتن نباشد، يا بر او حرجى باشد، وجوب حجّ از او ساقط است، ولى اگر حجّ بر او مستقر بوده، واجب است بعد از فوتش قضا شود، وگرنه واجب نيست.
واگر نايب گرفتن براى او ممكن بوده ونايب نگرفته تا فوت كرده است، چنانچه حجّ بر او مستقر بوده، بدون اشكال قضا از طرف او واجب است، واگر مستقر نبوده، وجوب قضا محلّ اشكال است، واحتياط واجب آن است كه قضا شود.
مسأله٦٣ ـ اگر نايب گرفتن واجب شد ونايب نگرفت، ولى شخصى تبرّعاً ـ بدون اجرت ـ از طرف او حجّ نمود، كفايت نمى كند، وبر او واجب است نايب بگيرد.
مسأله٦٤ ـ در نايب گرفتن كفايت مى كند از ميقات نايب گرفته شود، ونايب گرفتن از بلد واجب نيست.
مسأله٦٥ ـ كسى كه حجّ بر او مستقر بوده، اگر بعد از احرام در حرم بميرد، كفايت از حجّة الاسلام مى كند، چه حجّش حجّ تمتّع باشد، وچه حجّ قران يا افراد، واگر فوتش در اثناى عمره تمتّع باشد، كفايت از حجّش نيز مى نمايد، وقضا از طرف او واجب نيست، واگر قبل از آن بميرد، قضا واجب است، هرچند فوتش بعد از احرام وقبل از دخول حرم، يا بعد از دخول در حرم بدون احرام باشد.
وظاهر اين است كه اين حكم اختصاص به حجّة الاسلام دارد، پس اگر در حجّى كه به نذر يا افساد ـ فاسد كردن حجّ ـ واجب شده، جارى نمى شود، پس در هيچ يك از اينها حكم به كفايت نمى شود.
وكسى كه حجّ بر او مستقر نبوده، اگر بعد از احرام بميرد، چنانچه فوتش بعد از دخول در حرم باشد، اشكالى در كفايت آن از حجّة الاسلام نيست، وچنانچه قبل از آن باشد، اگر چه براى عدم وجوب وجهى است، ولى اظهر وجوب قضا از طرف او است.
مسأله٦٦ ـ هرگاه كافرِ مستطيع مسلمان شود، حجّ بر او واجب مى شود، ولى چنانچه پس از زوال استطاعت مسلمان شود، حجّ بر او واجب نيست.
مسأله٦٧ ـ حجّ بر مرتد واجب مى شود، ولى چنانچه در حال ارتداد حجّ نمايد، حجّش صحيح نخواهد بود، واگر توبه كند وحجّ نمايد، حجّش صحيح خواهد بود، اگر چه مرتد فطرى باشد.
مسأله٦٨ ـ اگر مسلمان غير شيعه ـ اگر چه ناصبى باشد ـ حجّ نمايد، وبعد شيعه شود، در صورتى كه حجّ را بر طبق مذهب خود صحيح به جا آورده باشد ـ اگرچه بر طبق مذهب ما صحيح نباشد ـ ويا بر مذهب ما صحيح باشد ـ اگرچه در مذهب خودش صحيح نباشد وقصد قربت از او حاصل شده باشد ـ اعاده حجّ بر او واجب نيست، اگرچه احتياط مستحب آن است كه در صورت دوم اعاده نمايد.
مسأله٦٩ ـ اگر حجّ بر كسى مستقر شد ـ به اين كه شرايط وجوب حجّ كامل شد ـ ودر به جا آوردنش اهمال وتأخير كرد تا استطاعتش از بين رفت، بر او دَينى خواهد بود، وواجب است به هر ترتيبى كه متمكّن است ـ اگر چه به سختى وگدايى ـ حجّ را به جا آورد، واگر بميرد واجب است از تركه او قضا نمايند، وچنانچه كسى تبرّعاً ـ بدون اجرت ـ بعد از فوتش از طرف او حجّ نمايد صحيح است.