را بخواند و بعدا نماز ظهر را قضاء كند، و اگر تا نصف شب به اندازه خواندن چهار ركعت وقت دارد، بايد نماز مغرب و عشا را بخواند و اگر كمتر وقت دارد، بايد فقط عشاء را بخواند و بعدا مغرب را قضاء نمايد و چنانچه بعد از خواندن عشاء معلوم شود كه به مقدار يك ركعت يا بيشتر وقت به نصف شب مانده است، بايد فورا نماز مغرب را به نيت اداء بجا آورد.
مسأله 757 - مستحب است انسان نماز را در اول وقت آن بخواند و راجع به آن خيلى سفارش شده است و هر چه به اول وقت نزديكتر باشد بهتر است، مگر آنكه تأخير آن از جهتى باشد، مثلا صبر كند كه نماز را به جماعت بخواند.
مسأله 758 - هرگاه انسان عذرى دارد كه اگر بخواهد در اول وقت، نماز بخواند ناچار است با تيمم بخواند، چنانچه بداند عذر او تا آخر وقت باقى است، مى تواند در اول وقت، نماز بخواند، و اگر احتمال دهد كه عذر او از بين مى رود، بايد صبر كند تا عذرش بر طرف شود و چنانچه عذر او بر طرف نشد، در آخر وقت نماز بخواند، و لازم نيست به قدرى صبر كند كه فقط بتواند كارهاى واجب نماز را انجام دهد، بلكه اگر براى مستحبات نماز مانند اذان و اقامه و قنوت هم وقت دارد، مى تواند تيمم كند و نماز را با آن مستحبات بجا آورد.
مسأله 759 - كسى كه مسائل نماز و شكيات و سهويات را نمى داند و احتمال مى دهد كه يكى از اينها در نماز پيش آيد، بايد براى ياد گرفتن اينها نماز را از اول وقت تأخير بيندازد، ولى اگر اطمينان دارد كه نماز را بطور صحيح تمام مى كند، مى تواند در اول وقت مشغول نماز شود، پس اگر در نماز مسألهاى كه حكم آن را نمى داند پيش نيايد نماز او صحيح است و اگر مسألهاى كه حكم آن را نمى داند پيش آيد جايز است به يكى از دو طرفى كه احتمال مى دهد عمل نمايد و نماز را تمام كند. ولى بعد از نماز بايد مسأله را بپرسد كه اگر نمازش باطل بوده، دوباره بخواند و اگر صحيح بوده، دوباره خواندن لازم نيست.
مسأله 760 - اگر وقت نماز وسعت دارد و طلبكار هم طلب خود را مطالبه