نمىشود. پنجم - چيزهايى كه عقل را از بين مىبرد: مانند ديوانگى و مستى و بيهوشى. ششم - استحاضه زنان كه بعدا گفته مىشود. هفتم - كارى كه براى آن بايد غسل كرد مانند جنابت و حيض و نفاس و حكم مس ميت در جاى خود گفته مىشود.
احكام وضوى جبيرهاى چيزى كه با آن زخم و شكسته را مىبندند و دوائى كه روى زخم و مانند آن مىگذارند جبيره ناميده مىشود.
مسأله 330 - اگر در يكى از جاهاى وضو زخم يا دمل يا شكستگى باشد چنانچه روى آن باز است و آب براى آن ضرر ندارد، بايد بطور معمول وضو گرفت.
مسأله 331 - اگر زخم يا دمل يا شكستگى در صورت و دستها است و روى آن باز است و آب ريختن روى آن ضرر دارد چنانچه كشيدن دست تر بر آن ضرر ندارد بايد دست تر بر آن بكشد و اگر اين مقدار هم ضرر دارد يا زخم نجس است و نمىشود آب كشيد. بايد اطراف زخم را بطورى كه در وضو گفته شد از بالا به پائين بشوبيد. و گذاردن پارچه روى زخم و دست بر آن كشيدن لازم نيست اگر چه بهتر است.
مسأله 332 - اگر زخم يا دمل يا شكستگى در جلوى سر يا روى پاها است و روى آن باز است، چنانچه نتواند آن را مسح كند. بايد پارچه پاكى روى آن بگذارد و روى پارچه را با ترى آب وضو كه در دست مانده مسح كند و بنابر احتياط لازم تيمم هم بنمايد و اگر گذاشتن پارچه ممكن نباشد، مسح لازم نيست ولى بايد بعد از وضو تيمم نمايد.
مسأله 333 - اگر روى دمل يا زخم يا شكستگى بسته باشد، چنانچه باز كردن آن ممكن است و آب هم براى آن ضرر ندارد، بايد باز كند و وضو بگيرد، چه زخم و مانند آن در صورت و دستها باشد، يا جلوى سر و روى پاها.