باطل نمىشود.
مسأله 2369 - اگر بداند مالى را كه عاريه كرده غصبى است، بايد آن را به صاحبش برساند و نمىتواند به عاريه دهنده بدهد.
مسأله 2370 - اگر مالى را كه مىداند غصبى است عاريه كند و از آن استفادهاى ببرد و در دست او از بين برود، مالك مىتواند عوض مال و عوض استفادهاى را كه عاريه كننده برده، از او يا از كسى كه مال را غصب كرده مطالبه كند و اگر از عاريه كننده بگيرد، او نمىتواند چيزى را كه به مالك مىدهد از عاريه دهنده مطالبه نمايد.
مسأله 2371 - اگر نداند مالى را كه عاريه كرده غصبى است و در دست او از بين برود، چنانچه صاحب مال عوض آن را از او بگيرد، او هم مىتواند آنچه را به صاحب مال داده از عاريه دهنده مطالبه نمايد ولى اگر چيزى را كه عاريه كرده طلا و نقره باشد يا عاريه دهنده با او شرط كرده باشد كه اگر آن چيز از بين برود عوضش را بدهد، نمىتواند چيزى را كه به صاحب مال مىدهد، از عاريه دهنده مطالبه نمايد.
احكام نكاح (ازدواج) و زناشوئى بواسطه عقد ازدواج، زن به مرد حلال مىشود و آن بر دو قسم است: دائم و غير دائم. عقد دائم آنست كه مدت زناشوئى در آن معين نشود و زنى را كه به اين قسم عقد مىكنند زوجه دائمه گويند و عقد غير دائم آنست كه مدت زناشوئى در آن معين شود، مثلا زن را به مدت يك ساعت يا يك روز يا يك ماه يا يك سال يا بيشتر عقد نمايند و زنى را كه به اين قسم عقد كنند متعه و صيغه مىنامند.
احكام عقد مسأله 2372 - در زناشوئى - چه دائم و چه غير دائم - بايد صيغه خوانده شود و تنها راضى بودن زن و مرد كافى نيست و صيغه عقد را يا خود زن و مرد مىخوانند، يا ديگرى را وكيل مىكنند كه از طرف آنان بخواند.